ماهان-مردی با قدرت بالا

عمومی-روزمره

 
وافن اس اس
نویسنده : ماهان - ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

 


وافن‌اِس‌اِس‌ها (به آلمانی: Waffen SS:یعنی گروه مسلح) یکی از شاخه‌های نظامی آلمان در جنگ جهانی دوم بودند. گرچه از امکانات کمی بهره می‌بردند (بجز اس‌اس‌های هیتلری) اما با استفاده از همین امکانات کم وحشت را در دل دشمنان می‌انداختند. هم در دو جبههٔ شرق و غرب اروپا نام لشگرهای وافن اس‌اس وحشت در دل دشمنان می‌انداخت؛ یعنی به عبارت دیگر شوروی وهم متفقین غرب می‌دانستند یک وافن اس اس تا آخرین قطرهٔ خون خود از کشورش دفاع می‌کند؛ بدون اینکه ترسی از تجهیزات دشمن داشته باشد. به خاطر همین وافن اس اس‌ها در جنگ علاوه بر اینکه تأثیر گذار بودند؛معروف هم شده بودند. لشگرهای مختلف وافن اس اس از آغاز جنگ تا پایان جنگ، تقریباً در همهٔ جبهه‌ها حضور داشتند وعدهٔ زیادی از سربازان وافن اس اس جان خود را در همین جبهه‌ها از دست دادند.

رهبری این شاخه را هاینریش هیملر به عهده داشت.

شایان ذکر است سربازان اس‌اس بسیار بی رحم بودند.

تاریخچهٔ تشکیل وافن اس‌اس

در سال‌های پس پایان جنگ جهانی اول پس از شکل‌گیری جمهوری وایمار احزاب مختلفی سر کار آمدند هر حزب برای بیرون کردن دیگری از گروه‌های فشار استفاده می‌کرد و رهبران احزاب مختلف برای کنار زدن حزب مخالف خود از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کردند. پس حزب‌ها نیاز به محافظان(بادی‌گارد) داشتند و بسته به نوع نام حزب‌ها اسم‌های گوناگونی داشتند. آدولف هیتلر نیز از این قاعده مستثنی نبود و حزب او نیاز به محافظان داشت. همین کار باعث شد به دستور شخص آدولف هیتلر در سال ۱۳۰۲ خورشیدی گروه Stabwache (تلفظ:اشتاب وَخِه) گارد صاحب منصبان برای محافظت از سران بلند پایه حزب ناسیونال سوسیالیست تشکیل شد.[نیازمند منبع] رهبری این گروه مثل همیشه به وفادارترین کسان به حزب به یوزف برختولد و یولیوس شرک واگذار شد تا کار محفاظت از افراد را به عهده گیرند. بعدها این گروه ۲۰۰ نفره نامی بس ترس آور برای دشمنان شد که به نام نیروهای وحشت آدولف هیتلر یاStossTrupp (تلفظ:اشتوس تروپ) خوانده می‌شد.

در سال ۱۳۰۲ که آدولف هیتلر به جرم کودتا به زندان افتاد؛ حزب ناسوینال سوسیالیست هم تعطیل گشت و گروه اس‌اس هم نیز منحل گشت. پس از آزادی آدولف هیتلر از زندان دستور تشکیل گروه محافظتی جدید به نام گروه محافظت با نشان Schutzstaffen (تلفظ:شوتز اشتافن) را داد که به اس‌اس معروف شد. گروهی که بعدها جایگاهی مهم در تاریخ آلمان یافت.

تا سال ۱۳۰۶ گروه اس‌اس زیر نظر مستقیم حزب قرار داشت؛ اما از آنجا که هیتلر قدرت شناخت، استعداد درونی، ذاتی و توانایی افراد را داشت بر آن شد هاینریش هیملر را به فرماندهی کل اس‌اس گماشت. هیلمر تصمیم گرفت از اس اس سازمانی بزرگ بسازد.

نیروهایی که هاینریش هیملر ویاران او برای اس‌اس استخدام می‌کردند گلچینی بودند از بهترین، نیرومندترین و وفادارترین جوانان آلمانی که هم از دید جسمی، روحی، ذهنی وعقیدتی برتر بودند.

اولین اقدام جدی اس‌اس

حزب در کنار اس‌اس یک سازمان دیگر را داشت به نام اس‌آ SA که توسط ارنست روهم یکی از دوستان هیتلر اداره می‌شد. این گروه در سال ۱۹۳۲ دارای چهارصدهزار نفر عضو بود. ارنست روهم که تشنهٔ قدرت بود علیه دوست قدیمی خود یعنی آدولف هیتلر دست به تحرکاتی زد؛ همین امر باعث شد به هیملر وی را از میان برداشت و در شب ۹ تیرماه همان سال تمام سران بلند پایه اس آ را از میان برداشت. این شب به شب خنجرهای برهنه معروف شد. آمارهای آن شب تعداد کشته شدگان سران مخالف را ۸۴ نفر می‌گویند و تمام اموال آنها به جرم خیانت به کشور مصادره شد.[نیازمند منبع] این شب همانند شب حمله به یهودیان در آلمان که به خاطر کشته شدن یکی از کاردار سفارت آلمان در فرانسه به دست جوان یهودی که چند ساعت بعد توسط سخنرانی گوبلز که احساسات مردم آلمان را بر انگیخت و باعث شد مردم با کمک اس اس‌ها بیشتر شیشه‌های مغازه‌ها و خانه‌های یهودیان را بشکنند واموال آنها را در کوچه‌ها و خیابانها بریزند و عده ایی را نیزاز یهودیان را کتک بزنند و سیاه و کبود کنند و یهودیان بسیار زیادی نیز کوچ کردند. البته این شب به خاطر خرده شیشه‌های فراوانی که در خیابانها ریخته شد دارای نام‌های گوناگونی می‌باشد به عنوان نمونه شب کریستال، شب شیشه‌های شکسته شده و.... شب ۹ تیر ماه نیز به نام‌های گوناگونی از جمله شب خنجرهای خونین یا شب دراز خنجرهای برهنه و... معروف شد.

این اتفاقات باعث شد اس‌اس پس از کادر سیاسی نازی به دومین نهاد مهم نظام سیاسی آلمان تبدیل شود.

 

شکل گیری لشگرهای گوناگون اس‌اس

در روزهای قدرت گیری اس‌اس، رهبر این گروه شروع به ایجاد لشگرهایی کردند که کار آنها بیشتر تشریفاتی بود تا جنبه نظامی داشته باشد. از جملهٔ این گروه‌ها می‌توان از لشگر محافظان شخصی هیتلر نام برد که در زمان آغار جنگ و نیاز به افراد نخبه، تبدیل به یک واحد موتوریزه به نام اس‌اس آدولف هیتلر شد. این لشگر با اینکه زیر گروه اس‌اس بود، اما ساختار و سازهٔ کاملاً متفاوت داشت. افراد این گروه در حضور آدولف هیتلر سوگند یاد می‌کردند و زیر دستور او کار می‌کردند. دیگر گروه دیگر اس‌اس که اینگونه بود می‌توان به آراس‌دی یاد کرد، که توسط هاینریش هیملر به وجود آمده بود و انتخاب سربازهای آن از برترینهای اس‌اس و گشتاپو برگزیده شده بودند.

سربازگیری و آموزش در وافن اس اس

با آغاز سربازگیری اس‌اس، مدارس ویژه‌ایی برای همین کار در بادتولزت و براونشوایگ تشکیل گشت تا افسران سربازان آینده وافن اس‌اس را تربیت کنند. هیملر ستوان پاول هاوزر را به عنوان مسئول و ناظر این آموزشگاه‌ها گماشت. از اقدامات ستوان می‌توان به ایجاد دو هنگ جدید به نام ژرمانیا و دویچلند اشاره کرد که بعدها تبدیل به تیپ و بعد به لشگر زرهی رایش و لشگر وایکینگ گشت.

آموزشگاه‌ها بر آموزش اعتقادی تاکید زیادی داشتند و این آموزش‌ها تا به حدی بود که کارشناسان جنگ جهانی دوم این را یکی از علت‌های ضعف وافن اس‌اس برمی شمارند.

اما کارشناسان معتقد هستند اگر لشگرهای گوناگون وافن اس‌اس را آنگونه که ورماخت را تجهیز کرده بودند؛ تجهیز می‌کردند. صفحه جنگ گونهٔ دیگر ورق می‌خورد.

اس‌اس؛ وافن اس‌اس می‌شود

با قطعی شدن حمله به لهستان هنگ‌های فرعی به هم پیوستند تا لشکرهای جدیدی به وجود آورند.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۱۹ خورشیدی طی توافقی بین ارتش آلمان و اس‌اس ؛ عنوان رسمی وافن اس‌اس رسما به این گروه‌ها و لشکرها اطلاق شد.

جبهه‌های حضور وافن اس اس

وافن اس‌اس تقریباً در هر نبردی حضور داشتند. از حمله به لهستان تا نبرد پیش دستی بارباروسا، کورسک، فتح خارکف، هجوم به یونان، فتح کیف و حتی نبردهای تن به تن شهری استالینگراد و همچنین محافظت از مرزهای مناطق اشغالی. روزهای پایانی جنگ سربازان کوچک یعنی سربازان نوجوانی که عضو وافن اس‌اس شده بودند از شهرهای آلمان در برابر مهاجمان دفاع می‌کردند و مهم‌ترین حضور این سربازان کوچک را می‌توان به میدان جنگ برلین، مقر حضور هیتلر اشاره نمود که دو لشکر محافظان اس‌اس و لشکر جمجمه مقاومت بسیاری در مقابل حملهٔ ارتش‌های شوروی به برلین از خود نشان دادند. سربازان کوچک از داخل کانال‌های فاضل آب حرکت می‌کردند و پشت سر سربازان روسی و تانک‌های آنها در می‌آمدند و آنها را نابود می‌کردند (تانک‌های T-۳۴ روسی از پشت دارای زرهی ضعیف‌تر بود وبا یک پانزر فوست به راحتی از پای در می‌آمد). سربازان کوچک باعث شدند گرفتن برلین برای ژنرال ژوکف به مدت ۲ هفته به عقب بیفتد.

حمله به کورسک

 

جسد یک سرباز نوجوان (14-15)وافن اس‌اس که در آخر جنگ به دفاع از کشور بپا خاسته بود.

پذیرش دواطلبان خارجی

هیملر که دوست داشت وافن اس‌اس فقط برای آلمانی‌ها نباشدو یک لشکر چند ملیتی برای مبارزه با کمونیسم داشته باشد یا به گفته خودش : «سرتاسر اروپا را از قوم خدانشناس بلشویک پاک کند».از آنجا که هیتلر به این کار راضی نمی‌شد و به چند ملیتی بودن تعدادی چند از لشکرهای ورماخت راضی بود و هیچ تمایلی به چند ملیتی شدن وافن اس‌اس نداشت،سرانجا هیملر او را به انجام این کار قانع کرد. در سال ۱۳۱۹ خورشیدی این عمل تصویب گشت. لشکر چند ملیتی با نام لشگروایکینگ به وجود آمد و فرماندهی آنرا بر عهد سرتیپ فلیپس اشتاینر سپردند.

به زودی زود دواطلبانی از سراسر جهان به این لشگر پیوستند. این داوطلبان از کشورهایی چون هلند، فرانسه، دانمارک، اسپانیا، بلژیک، فنلاند، آذربایجان، ارمنستان، اوکراین، رومانی، یونان، هند و.... در بین این دواطلبان تعداد زیادی نیز از روسیه بودند واین به خاطر مبارزه با گروه‌های دوستار شوروی و کمونیسم بود که تعدادی از این سربازان به خاطر تسویه حساب شخصی دست به جنایات‌های مخفی زدند که به وافن اس اس هیچ رابطه‌ای نداشت.

لباس‌های وافن اس اس

این سپاه بزرگ دارای یونیفرمی شبیه به نیروی ورماخت بود ولی دارای رنگ‌های گوناگون، سیاه پرکاربرد ترین رنگ بود و این هم به خاطر اینکه وحشت آور باشد. همچنین لشگر‌های مختلف از آرم‌های مخصوص به خود را مورد استفاده قرار می‌داند. برای فرق بین نیروی ورماخت و وافن اس اس اس، اس اسی‌ها از بازوبندی با نشان پرچم آلمان نازی استفاده می‌کردند والبته این بازوبند را به هر کسی نمی‌دادند. همچنین به اینان نیز چند مدال مخصوص به خود علاوه بر مدالهای شجاعت و فداکاری تعلق می‌گرفت.

 

 

 

 

ساز و برگ نظامی

لشگرهای مختلف وافن اس اس را آنگونه که باید تجهیز نکردند و به آنها سلاح‌های درجهٔ پایین می‌داند و عموماً از سلاح‌های ساخت جمهوری چک، فنلاند وکشورهای دیگر می‌دادند. البته لشگر ژرمانیا(به معنی کشور آلمان) دارای سلاح‌های به روزدر زمان خود بود و همین باعث کارا بودن این لشگر می‌شد. گرچه لشگر‌های دیگر به تجهیز ژرمانیا نمی‌رسیدند ولی این از کارکرد آنها نکاست و در ادامه باید گفت هر چیز گنجایش خود را دارد بنابراین لشگر که خوب تجهیز نشود نمی‌توان از آن به اندازه یک لشگر تا دندان مسلح انتظار داشت.

منبع:www.fawikipedia.org


 
comment نظرات ()
 
 
صفویان
نویسنده : ماهان - ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

 

پهناوری پادشاهی صفویان در بازه‌های زمانی گوناگون

صفوی، صفویه یا صفویان سلسله‌ای ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار سلسله پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه حقیقی صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغانها شکست خورد.

دوره صفویه از مهمترین دوران تاریخی ایران محسوب می‌شود، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی حکومت ساسانیان، یک حکومت پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. در حقیقت پس از اسلام، چندین حکومت ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران تشکیل شد، ولی هیچکدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و وحدتی میان مردم ایران به وجود آوردند.

صفویان، مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران قرار دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه حکومت صفوی تمرکزگرا و قدرت مطلقه (در دست شاه) بود. پس از تشکیل حکومت صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و وحدت برخوردار شد و در عرصه جهانی مطرح شد. در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز مسائل بازرگانی (به ویژه تجارت ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه اول آن) جنگهای بسیاری میان ایران با حکومت عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها مسائل ارضی و مذهبی بود.

ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سردارن جنگی نامدار این دوره می‌توان قرچقای خان، اللّه‌وردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی قابل ذکر هستند. هنرمندان مشهور این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند. ولی از نظر ادبی، در دوره صفویه شاعر یا نویسنده بزرگی از ایران برنخاست و تنها در زمینه ادبیات شیعی و مرثیه‌سرایی آثاری درخور توجه پدید آمد.

 

 

 

 

اصالت خاندان صفویان

برخلاف بسیاری از سلسله ها که توسط سرداران و جنگاوران تاسیس شده اند ٬ یکی از جنبه های منحصر به فرد خاندان صفویه در دوران پس از اسلام ایران رسیدن اصل ونسب آنها به صوفیان می باشد. این جنبه ی تمایز سلسله صفویه سبب مقایسه آنها با سلسله ی پیش از اسلام ساسانی می شود ٬ سلسله ای که پایه گذاران آن از طبقه ی موبدان زرتشتی بودند و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی کشور اعلام کردند. همچنین این نکته باید ذکر شود که که اجدادصوفی خاندان صفویه اصالتاً شیعه نبودند بلکه آنها پیرو فرقه ی شافعی اهل سنت  بودند. تغییر مذهب فرقهٔ صوفیان خاندان صفوی به فرقه ای نظامی-سیاسی شیعه گرا در زمان نوه ی شیخ صفی الدین اردبیلی ٬ یعنی خواجه علی آغاز گشت.

شاهان سلسلهٔ صفویه در زمان به قدرت رسیدن به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گفتند اما اجداد آنها ترکیبی از نژادهای کرد ٬ آذری ٬ گرجی[و یونانی[می باشند.همچنین شاهان سلسلهٔ صفویه ادعای سیدی می کردند و اینکه از نسل خاندان پیامبر اسلام هستند ولی با حال بسیاری از محققان در مورد درست بودن این ادعا شک دارند.

امروزه در میان محققان و تاریخدانان این اتفاق نظر وجود دارد که خاندان صفویه در اصل از کردستان ایران برآمده اند. و سپس به آذربایجان مهاجرت کرده و در نهایت در خلال قرون ۵ تا ۱۱ میلادی در اردبیل مستقر شده اند.

اصالت آذری

طبق نظر پروفسور ریچارد فرای ٬ یکی از ایرانشناسان برجسته دانشگاه هاروارد:

ترک زبانان آذربایجان در اصل از نوادگان مردمان ایرانی زبان گذشته بوده اند ٬ که هنوز هم تعداد متعددی از آنان در منطقه یافت می شوند. مهاجرت گسترده ترکان آغوز در قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی نه تنها آذربایجان بلکه آناتولی را هم ترک زبان کرده است. این ترک زبانان آذربایجان بوده اند که سلسلهٔ صفویه را تاسیس کرده اند.

 

همچنین تعداد دیگری از محققان نیز بر آذری بودن صفویان تاکید کرده اند.

اصالت کردی

طبق نظر راجر ساوری (انگلیسی:Roger Savory) ٬ یکی از محققان مسائل دورهٔ صفویه :

 

براساس مدارک موجود در زمان حاضر ٬ شکی در این نیست که خاندان صفویه به طور قطع دارای ریشه ی ایرانی می باشد نه ریشه ی ترکی که گاهی بدان خوانده می شود. این احتمال وجود دارد که اصلیت این خاندان از کردستان ایران آمده باشد که بعدها به آذربایجان مهاجرت کرده اند. جایی که آنها زبان ترکی آذربایجانی را از ترک زبانان آنجا اقتباس کرده و سرانجام در قرن یازدهم میلادی در شهر اردبیل سکونت گزیده اند.

 

همچنین بر طبق سخنان ولادیمیر مینورسکی ٬ خاورشناس روسی:

 

از 970 تا 1510 میلادی آذربایجان به پناهگاه اصلی و مرکزی برای اتحاد صفویان تبدیل گشت ٬ کسانی که از بومیان اردبیل بودند و اصالتاً به یکی از گویش های محلی زبان های ایرانی سخن می گفتند.

 

قدیمی ترین اثر مکتوب در مورد شجره نامه خاندان صفوی و نیز تنها نوشته ای در این مورد که به قبل از سال ۱۵۰۱ میلادی باز می گردد کتابی با عنوان صفوه الصفا (انگلیسی: Safwat as-Safa) می باشد و توسط ابن بزاز اردبیلی نوشته شده است ٬ که خود ایشان از مریدان شیخ صدرالدین اردبیلی پسر شیخ صفی الدین اردبیلی است. بر اساس نوشته ی ابن بزاز " شیخ صفی الدین از نوادگان یک نجیب زاده کرد به نام فیروز شاه زرین کلاه است. " اعقاب مردانه (اعقاب پدری) خاندان صفوی بر اساس قدیمی ترین نسخه خطی کتاب صفوه الصفا به شرح زیر است:

شیخ صفی الدین ابو الفتح اسحق ابن شیخ امین الدین جبرائیل بن قطب الدین ابن صالح ابن محمد الحافظ ابن عوض ابن فیروزشاه زرین کلاه.

شاهان صفوی به منظور هرچه بیشتر مشروعیت بخشیدن به قدرتشان در دنیای شیعه ٬ خودشان را از نسل محمد پیامبر اسلام برمی شمردند و بدین منظور نوشته های ابن بزاز را دستکاری کرده[۲۳] و نشانه های اصالت کردی در خاندان صفوی را تاریک و مبهم ساختند.

به نظر می رسد که امروزه میان محققان و تاریخدانان سلسلهٔ صفویه این توافق نظر وجود دارد که اصالت خاندان صفوی به کردستان ایران باز می گردد که در قرن یازدهم میلادی به آذربایجان ایران مهاجرت کرده و در اردبیل سکنی گزیده اند. از این رو اکثر محققان بر اساس اصالت شیخ صفی الدین اردبیلی ٬ خاندان صفوی را از نسل کردها می دانند و به همین خاطر خاندان صفویه اصالتاً یک طایفه ایرانی زبان به شمار می رود. همچنین شیخ صفی الدین خود یک سنی شافعی بود ٬ مذهبی که هم اکنون اکثریت مردم کرد از آن پیروی می کنند.

 

 

زمینه و پایه‌گذاری

ایران

تاریخ ایران

ایران پیش از آریایی‌ها

 

ایلامیان

 

تاریخ ایران پیش از اسلام

 

ماد

 

هخامنشیان

 

سلوکیان

 

اشکانیان

 

ساسانیان

 

تاریخ ایران پس از اسلام

 

خلفای راشدین

 

امویان

 

عباسیان

 

ایران در دوران حکومت‌های محلی

 

طاهریان

 

صفاریان

 

سامانیان

 

زیاریان

 

بوییان

 

غزنویان

 

سلجوقیان

 

خوارزمشاهیان

 

ایران در دوره مغول

 

ایلخانیان

 

ایران در دوران ملوک‌الطوایفی

 

سربداران

 

تیموریان

 

مرعشیان

 

کیائیان

 

قراقویونلو

 

آق‌قویونلو

 

ایران در دوران حکومت‌های ملی

 

صفوی

 

افشاریان

 

زند

 

قاجار

 

پهلوی

 

جمهوری اسلامی

 

موضوعی

 

تاریخ معاصر ایران

 

تاریخ مذاهب ایران

 

 

تاریخ زبان و ادبیات ایران

 

جغرافیای ایران

 

استان‌های تاریخی ایران

 

اقتصاد ایران

 

گاهشمار تاریخ ایران

 

پروژه ایران

 

شیعیان در ایران همیشه در اقلیت و فشار بودند تا اینکه پس از یورش مغولان و فروپاشی خلافت قدیمی و پرنفوذ عباسی که حکم خلیفه مسلمانان (در حقیقت اهل تسنن) را داشت، جانی تازه گرفتند. پس از حمله مغول، چند حکومت شیعه‌مذهب مانند سربداران و قره‌قویونلوها در ایران بر سر کار آمدند و نفوذ شیعه در ایران مستحکم‌تر شد. از سوی دیگر بیشتر اهل سنت ایران بر مذهب شافعی و محب اهل بیت بودند.

شیخ صفی‌الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. زبان تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.

دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل یکم با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد. این پیروان که عمدتاً از ایلهای آناتولی بودند و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سال‌ها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگ‌های پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان به شمار می‌آمد.

ایجاد و قدرت گرفتن سلسله صفوی نتیجه حدود ۲۰۰ سال تبلیغات فرهنگی صوفیان صفوی بود. اگر به این نکته دقت شود که شاه اسماعیل در زمان تاجگذاری ذر تبریز تنها ۱۴ سال داشت ارزش این سابقه فرهنگی بیشتر مشخص می‌گردد. پس از یورش مغول و فروپاشی خلافت عباسی در بغداد محور اصلی ارائهٔ یک مذهب و گرایش رسمی از اسلام از میان رفت و مذهب شیعه جان تازه‌ای گرقت. به این ترتیب از بین رفتن دستگاه خلافت رسمی در کنار عواملی چون نابسامانی ناشی از حمله مغولان و میل به درونگرایی مردم و تساهل مذهبی مغولان موجب رونق فراوان فرقه‌های مختلف از جمله شاخه‌های مختلف تصوف شد.

پیروان شیخ صفی‌الدین نیز در واقع مبلغ فرقه خاصی از تصوف مبتنی بر مذهب شیعه دوازده امامی بودند (هر چند در مورد اینکه شخص شیخ صفی الدین شیعه بوده‌است، تردیدهایی وجود دارد). اعتقاد قزلباشان به این فرقه از تصوف تا پیش از پادشاهی شاه عباس یکم مهم‌ترین عامل قدرت صفویه بود. قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران در واقع نوعی قدرت خداگونه برای شاه اسماعیل یکم قایل بودند که با شکست در جنگ این اعتقاد آن‌ها رو به سستی نهاد.

ارزیابی تاریخی

سلسله صفویه توانست از ایران دوباره «ملت-دولت» مستقل، خودمحور، پرقدرت و مورد احترام بسازد که مرزهای آن در زمان پادشاهی شاه عباس یکم برابر مرزهای ساسانیان بود. حکومت صفوی پیشروی دولت ایران به معنای نوین آن بود و در دورهٔ آنان شکل یک حکومت متمرکز ملی و شیعی پایه‌گذاری شد که تا امروز پابرجاست. شاهان صفوی برای حفظ استقلال ایران که پس از جنگ‌های بسیار حاصل شده بود کوشش خود را صرف انباشتن خزانهٔ خصوصی کردند تا بتوانند هزینه‌های نظامی را تأمین کنند. به همین دلیل املاک آنان در نواحی مختلف ایران گسترش یافت و حکومت خان‌خانی و عشیره‌ای و سلسله‌های محلی از یبن رفت و حکومت مرکزی با قدرت روزافزون جای آن را گرفت. چنانکه تاریخ ایران ثابت کرده که حکومت متمرکز باعث قدرت و اتحاد کشور می‌شود و دولت نامتمرکز و فدرالی ضعف و آشفتگی ایران را درپی دارد.

رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و نادر به مرزهای دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که جداً در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گران‌بها و ارزشمند محسوب می‏شد، به نحوی که مآل‌اندیشان قوم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نجات خویش و نعمتی برای خود می‏پنداشتند و به همین سبب با پیام‌های دلگرم‌کنندهٔ خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تحریض می‏کردند. بعد از عقب‌نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و فقدان آذوقه، فرستاده ونیز در دربار عثمانی به پادشاه خود نوشت: «تا آنجا که عقل سلیم گواهی می‏دهد این امر جز مشیت باری تعالی چیز دیگری نیست زیرا می‏خواهد که جهان مسیحیت را از ورطه اضمحلال نهایی رهایی بخشد (نقل قول از ترویزیانو سفیر دولت ونیزیا در دربار سلطان عثمانی) و سفیر دیگری از دولتهای فرنگ که در استانبول به سر می‏برد، همین معنی را بدین عبارت بیان کرد که: «میان ما و ورطه هلاک فقط ایران فاصله‌ است، اگر ایران مانع نبود عثمانیان به سهولت بر ما دست می‏یافتند.»

برخی می‌پندارند تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمین‌های اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت. لازم به ذکر است، پیش از این در قرن‌های چهارم تا ششم هجری دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر خلافتی در مقابل خلافت عباسی تأسیس کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت قدرتمند بودند، هیچ مشکلی در مقابله با صلیبیان نداشتند. بنا بر این قطعا این نخستین بار نبود، که یک حکومت رسمی شیعی تأسیس می‌شد. ثانیاً قدرت دولت عثمانی و توسعه پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم صورت می‌گرفت. به طوری که علی رغم چند قرن سلطه بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها عده کمی از مردم آن نواحی مسلمان شدند و هر چند این مطلب درست است که عثمانی بر اثر مناقشه‏های ممتد با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخشی بزرگ از نیروی نظامی خویش را در آن جانب صرف می‏کرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهه‏های اروپا باز می‏ماند، اما شکستهای بزرگ عثمانی در اروپا بعد از محاصره وین در سال ۱۰۶۲ خ. ۱۶۸۳ میلادی و هم‌زمان با افول و اضمحلال دولت صفوی رخ می‌دهد. در واقع عامل اصلی شکست عثمانیان نه پیدایش دو حکومت شیعه و سنی، بلکه برتری ادوات نظامی اروپاییان در قرن هجدهم و ضعف ساختارها و بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به جوامع اروپاست.

وحدت مذهب و حکومت متمرکز

از نظر تاریخ ایران معاصر، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛ دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص که بدان شناخته شده و به خاطر دفاع از همان مذهب، دشواری‌های بزرگ را در برابر هجوم‌های دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نموده‌است. در این مورد، مذهب رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون ایدئولوژی‌های سیاسی در تشکیل حکومتها می‏کنند.

به هر حال با تشکیل دولت صفوی، گذشته دیربازی از گسیختگی پیوندهای ملی ایرانیان به دست فراموشی سپرده شد و بار دیگر به قول براون، از ملت ایران «ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس یکم به حدود امپراتوری ساسانیان رسانید.

رشته اصلی و اساسی این پیوند ملی، مذهب تشیع بود، و گرنه با وضعی که در آن ایام پیش آمده بود، هیچ عامل دیگری نمی‏توانست چنین تأثیری در بازگرداندن آن پیوند و همبستگی داشته باشد، چنانکه اهل سنت ایران که در عهد شاه اسماعیل یکم و شاه تهماسب یکم زیر فشارهای سختی بودند، بقای دولت عثمانی و ضمیمه شدن ایران را به خاک آن دولت آرزو می‏کردند. دسته‏هایی از کردان سنی مذهب که تمایلی به اطاعت از یک پادشاه شیعی مذهب نداشتند، بی هیچگونه مقاومتی و مخالفتی در قلمرو عثمانی باقی ماندند؛ و دست به دست گشتن برخی از نواحی کرد نشین میان دو دولت عثمانی و صفوی تأثیری در مذهب آن‌ها نداشت.

البته از سوی دیگر بر ملیت ایرانی نیز تأکید می‌شد. همه اقوام ساکن در ایران خود را عضوی از این کشور و ایرانی می‌دانستند و اقوام ترک و تاجیک (عنوانی که در آن زمان به ایرانیان غیرترک داده شده بود) دوستدار پادشاهی صفویان بودند و حتی امروزه نیز مردم ایران با علاقه از این خاندان یاد می‌کنند. شاه اسماعیل یکم با تأکید بر اهمیت ملی‌گرایی، مناصب دولتی را میان اقوام مختلف تقسیم کرده بود و با ترویج شاهنامه‌خوانی علاقه به ملیت ایرانی را میان ایرانیان ترویج کرده بود. چنانکه که در بیشتر ایلات آن زمان اشعار حماسی شاهنامه خوانده می‌شد و افراد ایلات ترک قزلباش نیز اشعار شاهنامه را از بر داشتند. حتی شاه اسماعیل نام فرزندان خود را از نامهای ایرانی و شاهنامه برگزیده بود، مانند: تهماسب، سام، القاس، فرنگیس و ... .

باید دانست که چنین اندیشه‏ای اصلاً در دوران اسلامی امری تازه و بدیع نبود، چه پس از استقرار قطعی فرهنگ اسلامی در میان ایرانیان و سستی پذیرفتن سیاست ملی و نژادی که در سده‏های سوم و چهارم و نیمی از سده پنجم هجری صورت گرفت، سلطنت هر مسلمان اهل سنت از هر نژاد خواه ایرانی یا اَنیرانی، بی هیچ گونه مخالفت بنیادی پذیرفته می‏شد، مگر از جانب قدرت جویان رقیب، و سرّ موفقیت غلامان و قبایل گوناگون تُرک نژاد در حکومت چند صد ساله بر ایران نیز همین بود.

ساختار حکومتی

سیستم حکومتی صفویان در ابتدا ترکیبی از ساختار سلسله مراتبی صوفیان و ساختار سنتی حکومت در ایران بود. به این صورت که در بالای هرم قدرت شاه قرار داشت که هم شخص اول حکومت و هم مرشد کامل بود و پس از او وکیل یا وکیل نفس نفیس همایون بود. وکیل دارای نقش وزیر اعظم (رییس دیوانسالاری) بود و هم واسط بین مرشد کامل و صوفیان.در ساختار نظامی قبایل قزلباش نیز سلسله مراتب قبیلگی صوفیانه وجود داشت.اما دیوانسالاری حکومت بر اساس ساختاراهای کهن ایرانی عمل می‌کرد چراکه قزلباشان از ابتدا در امور دیوانی نقش چندانی نداشتند. نقش شاه به عنوان مرشد پس از جنگ چالدران تضعیف شد و این امردر زمان شاه تهماسب یکم و شاه محمد خدابنده و شاه عباس ادامه یافت به تدریج نقش اعتقادات صوفیان در ساختار حکومتی کاهش یافت به طوریکه منسب وکالت به کلی از میان رفت و بسیاری از اختیارات مقامات صوفی به مقامات دیوانی تفویض شد.اقدامات عامدانه و هوشمندانه شاه تهماسب یکم و شاه عباس یکم در کاهش اعتقادات صوفیانه، برای کنترل کردن خودسری‌های سران قزلباش در این روند نقش بسیاری داشت. در زمان شاه عباس یکم شاهد ایجاد سازمان حکومتی جدیدی هستیم که بر اساس الگوی دیوانسالاری کهن ایرانی بنا شد و تا پایان حکومت قاجارها تقریباً پایدار ماند. در این ساختار حکومتی شاه در راس هرم قدرت قرار دارد. فرمانهای او قانون محسوب می‌شود و کسی حق مخالفت با او را ندارد. وزیر اعظم بالاترین مقام اجرایی پس از شاه است و ریاست نظام دیوانی را بر عهده دارد.وی واسطه میان دولتیان و شاه است. گزارشاتی که از ادارات وسازمانهای برای شاه فرستاده می‌شوند ابتدا توسط وی خوانده می‌شوند و در صورت صلاحدید وی به اطلاع شاه می‌رسند. در مورد شاهان صفوی پس از شاه عباس یکم باید یادآور شد که از وظایف مهم وزیر اعظم جلوگیری از رسیدن اخبار و گزارش‌های ناراحت کننده به شاه بود! منزل وزیر اعظم معمولاً نزدیک کاخ شاه بود تا در صورت نیاز به کسب نظر شاه در تصمیم گیری به سرعت بتواند به شاه مراجعه نماید.

زبان رسمی صفویان

زبان رسمی دولت صفوی زبان فارسی بود. شاه عباس یکم در زمان خود زبان فارسی را در سراسر ایران به عنوان زبان میانجی تثبیت کرد. صفویان زبان فارسی را برای اداره بهتر ایران به عنوان زبان غالب کشور ایران برگزیدند و اقدامات پادشاهان صفوی همچنین باعث تثبیت و تقویت بیشتر زبان فارسی در شرق اسلامی شد.همچنین تمام کتابهای تاریخی در دورهٔ صفوی به زبان فارسی نگاشته شده است.زبان غالب گفتاری عموم مردم در دوران صفوی نیر زبان مادری‌شان بود. باوجود رسمی بودن زبان فارسی، درباریان صفویه همچون سایر اقوام ایران در دربار از زبان محلی خود (ترکی آذربایجانی) استفاده می‌کردند. همچنین شاه عباس خود اشعار نغزی به ترکی سروده است. ژان شاردن سیاح فرانسوی هم که مدت یازده سال (۷۰-۱۶۶۴ و ۷۷-۱۶۷۱) در ایران بوده و می‌نویسد: ترکی زبان دربار و قشون است، زنان و مردان منحصراً به ترکی سخن می‌گویند، خصوصاً خانواده‌های اشرافی. علت این امر آن است که خاندان صفوی از مناطق ترک‌زبان و مناطقی است که زبان مادری‌شان ترکی است برخاسته‌اند.. همزمان با دوره صفویه زبان فارسی در اوج گستردگی خود قرار داشت. فارسی زبان رسمی گورکانیان هند (همسایه شرقی ایران) بود و شاعران فارسی گوی بزرگی از آن برخاستند. در غرب ایران (آسیای صغیر) که تحت سیطره امپراطوری سنی‌مذهب عثمانی و رقیب اصلی صفویان قرار داشت نیز مورد استفاده بود. اکثر سخنوران ترک بدان آشنا بوده و غزل و اشعار کوتاه فارسی می‌سرودند.

 

 

 

 

ساختار قضایی

شاه عباس یکم

نظام قضایی به دو بخش عرفی و شرعی تقسیم می‌شد. بخش عرفی شامل رسیدگی به اموری مانند قتل و ضرب و جرح و تجاوز (اموری که مربوط به حفظ نظم و امنیت و نظام سیاسی بود) می‌شد و بخش شرعی شامل رسیدگی به دعاوی حقوقی و شرعی بود. ریاست بخش رسیدگی به دعاوی عرفی با مقام دیوان بیگی است و مسوولین رسیدگی به این دعاوی در شهرها نیز داروغه‌ها هستند.ریاست نظام قضایی شرعی نیز بر عهده صدر است.صدر بالاترین مقام مذهبی در دولت را داراست و خود از میان علمای صاحب نام شیعه انتخاب می‌شود.قضات شرع از میان علمای شیعه (ملاها) انتخاب شده و توسط صدر منصوب می‌شوند.از وظایف دیگر صدر عزل نصب شیخ الاسلام‌ها در شهرها و رسیدگی به امور موقوفات در کل کشور است.

قضات منسوب از طرف صدر یا قضات شرع متصدیان ثبت رسمی اسناد هم محسوب می‌شوند و اسناد معاملات و نقل و انتقالات و مالکیت مردم تنها با ممهور شدن به مهر آنها رسمیت می‌یابند. ابهام موجود میان امور شرعی و عرفی از گاهی موجب اختلالاتی در سیستم قضایی می‌شد و این مشکل تا زمان به قدرت رسیدن رضاخان همواهر در ایران وجود داشت.از مشکلات دیگر این سیستم قضایی این بود که هر شخصی می‌توانست در صورت نیاز به هر کدام از قضات (گاه بیش از یک قاضی) که دلخواه او بود مراجعه نماید.

ساختار اجرایی

نقشه پادشاهی صفوی و امپراتوری عثمانی

کشور ایران از زمان شاه عباس یکم به پنج ناحیه تقسیم شده بود و هر کدام از آن نواحی را نیز به نواحی کوچک‌تر (تا ۲۵ ناحیه تقسیم کرده بودند).خان بالاترین مقامی بود که از طرف شاه برای اداره یک ناحیه مشخص می‌شد و تنها زیر نظر شاه انجام وظیفه کرده و فقط به او پاسخگو بود.ناحیه تحت حکومت یک خان خود به چند ناحیه تقسیم می‌شد که اداره آنها را افرادی که دارای سمت سلطان بودند به عهده داشتند. سلطانها در واقع والیان درجه دوم بودند.مقام بعدی در میان والیان پس از سلطان بیگلربیگی نام داشت.خانها و سلطانها در ناحیه تحت حکومت خود مانند یک شاه کوچک حکومت می‌کردند. خانها بخش اصلی در آمد ناحیه خود را برای امور داخلی اداری و شخصی خود و نیز تعهد پرداخت مواجب سربازانی که از مرکز به آنها محول شده بود مصرف می‌کردند و مقدار نسبتاً کمی را برای دربار می‌فرستادند. آنها در مقابل در مقابل تهدیدات خارجی متعهد به حفظ ناحیه تحت حکومت خود بودند. اکثریت قریب به اتفاق خانها و سلطانها را امرای قزلباش تشکیل می‌دادند و با قبیله خود در ناحیه تحت حکومت زندگی می‌کردند.

 

 

شاه سلیمان در اصفهان به سال ۱۰۴۹ خورشیدی

در این میان برخی از نواحی کشور بودند که حاکم آنها از خودمختاری خان یا سلطان برخوردار نبود و در واقع وکیل یا نماینده‌ای از طرف شاه آنها را اداره می‌کرد که آنها را وزیر می‌نامیدند. تمام درآمد این نواحی برای دربار فرستاده می‌شد و بودجه مصرفی این نواحی را دربار تعیین و تامین می‌کرد. این نواحی را اراضی خاصه می‌نامیدند. در ابتدای سلطنت صفویان نواحی خاصه محدود به ایالات نزدیک به تختگاه بودند اما از زمان شاه عباس یکم به این نواحی افزوده شد. زیرا از یک طرف درآمد مستقل شاه را افزایش می‌داد و از طرف دیگر از افزایش قدرت امرای قزلباش در مقابل شاه جلوگیری می‌شد. اما در مقابل حاکمان نواحی خاصه از قابلیت نظامی و مدیریتی و انگیزه بسیار کمتری نسبت به خانها و سلطانها برای اداره برخوردار بودند و در مقابل تهدیدات خارجی بسیار سستی می‌کردند.

از زمان شاه صفی به بعد نواحی خاصه به سرعت گسترش یافتند و یکی از دلایل ضعف قدرت نظامی صفویان را همین امر می‌دانند. در مقابل گاهی یک ناحیه دچار تهدید خارجی می‌شد و شاه برای افزایش توان مقابله یک خان قزلباش را برآن ناحیه می‌گمارد. تا انتهای سلطنت شاه عباس اول هیچکدام از ایالات مرزی به صورت خاصه اداره نمی‌شد. در زمان شاه صفی ایالت فارس به صورت خاصه در آمد زیرا تهدیدی نظامی رای آنجا تصور نمی‌شد.

کاخ چهل ستون در اصفهان

بالاترین مقام اجرایی در شهر خان یا سلطان یا وزیر آن ناحیه محسوب می‌شد (چه در آن شهر مقیم باشد چه نباشد).پس از خان یا سلطان یا وزیر، داروغه شهر قرار داشت.اداره کننده اصلی شهر در واقع داروغه بود.داروغه وظیفه حفظ امنیت و نظم شهر و همچنین وظیفه رسیدگی به دعاوی مربوط به ضرب و جرح وقتل را به عهده داشت.عسس، کوتوال، کلانتر و محتسب همه تحت نظر داروغه کار می‌کردند.عسس فرماندهی نگهبانان شب را به عهده داشت.کوتوال مسئول حفظ و نگهداری از استحکامات بود و در شهرهایی که داروغه نداشت عسس وظیفه داروغه را نیز دارا بود. کلانتر رابط بین داروغه و مقامات بالاتر و مردم عادی بود. در شهرهای بزرگ هر محله برای خود دارای کلانتر بود. کلانتر وظیفه دفاع از حقوق مردم در مقابل دولتیان و تقسیم کارهای مشکل (تکلیف شده از طرف مقامات) به صورت عادلانه بین مردم و وصول مالیاتها از مردم را بر عهده داشت. در روستاها کدخداها وظایف کلانترها را عهده دار بودند. محتسب بر درستی مقیاسها و اوزان در شهر نظارت می‌کرد نرخ کالاهای اساسی را نیز در شهر تعیین و اعلام می‌کرد.

 

 

 

ساختار سپاهی و لشکری

قوای سپاه ایران در ابتدای به قدرت رسیدن شاه اسماعیل یکم تا زمان سلطنت شاه عباس یکم متشکل از قبایل قزلباش بود.قزلباشان به صورت سواره می‌جنگیدند و سواران آنها را قورچی می‌نامیدند. قورچی‌ها مسلح به شمشیرهای هلالی شکل (مناسب برای نبرد سواره)، کمان و تفنگ بودند. از زمان شاه عباس یکم به بعد نیروهای پیاده مسلح به تفنگ از مردم تاجیک (غیر قزلباش) و نیز سپاه غلامان خاصه (متشکل از گرجی‌ها، چرکس‌ها و ارمنی‌ها) تشکیل شد. توپخانه نیز معمولاً در محاصره شهرها از زمان شاه تهماسب یکم به کار گرفته می‌شد اما به دلیل نوع تاکتیکهای جنگی ایرانیان که مبتنی بر تحرک زیاد در میدان جنگ بود در جنگهای مستقیم نقش زیادی نداشت. بالاترین مقام نظامی از زمان شاه عباس یکم به بعد سپهسالار یا ایران بود. این سمت در ابتدا دایمی بود ولی از زمان شاه صفی در زمان جنگ تعیین می‌شد. مقامات اصلی سپاه ایران در زمان شاه سلیمان (منقول از سفرنامه کمپفر) به شرح زیرند:

 

  • قورچی باشی: فرمانده قورچیان (سواران قزلباش) و بالاترین مقام پس از سپهسالار. قورچی‌ها در زمان شاه سلیمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده می‌شوند و سالانه ۱۰ تا ۱۲ تومان مزد می‌گرفتند.
  • قوللر آقاسی: فرمانده سپاه غلامان. سپاه غلامان از گرجیان، چرکس‌ها، ارمنیان و دیگر غیر ایرانیان تشکیل می‌شد که به صورت سواره می‌جنگیدند. تعداد آنها حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر تخمین زده می‌شد و سالانه کمی کمتر از ۱۰ تومان مزد می‌گرفتند.
  • تفنگچی لر آقاسی: فرمانده سپاه تفنگچیان پیاده بود. این تفنگچیان تاجیک (ایرانی غیرترک) بودند و پیاده می‌جنگیدند. به این صورت از اسب فقط برای نقل انتقال پیش از درگیری استفاده می‌کردند اما در هنگام جنگ و در نزدیکی دشمن از اسب پیاده شده و می‌جنگیدند. سلاح آنها نیز تفنگ و شمشیر بوده است. تعداد آنها نزدیک به ۵۰ هزار تخمین زده می‌شود. مزد سالانه تفنگچی‌ها کمی کمتر از غلامان بود. تفنگچیان مازندرانی از دیگر تفتگچیان مشهورتر بوده‌اند.
  • توپچی باشی: فرمانده توپخانه ایران که در میان مقامات ذکر شده پایین ترین اهمیت را داشت.

به جز قوای نظامی ذکر شده گروهی متشکل از ۲۰۰۰ سرباز مجهز پیاده موسوم به جزایری وجود داشتند که مواجب آنها را شاه پرداخت می‌کرد و وظیفه حفاظت از دربار را به عهده داشتند. آنها تحت فرماندهی ایشیک آقاسی بودند.

واحدهای داخلی در سپاه را افسرانی دارای عنوانهای زیر اداره می‌نمودند. این عنوانها همگی از اصطلاخات ترکی تشکیل شده‌اند:

  • مین باشی (فرمانده ۱۰۰۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۷۰ تومان
  • یوز باشی (فرمانده ۱۰۰ سرباز)دارای مزد سالانه ۳۰ تومان
  • اون باشی (فرمانده ۱۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۱۵ تومان

(البته همانطور که امروزه نیز رایج است گاه تعداد سربازان تحت فرماندهی این صاحب منصبان کمتر یا بیشتر از میزان اسمی آن بود) مزد سربازان به صورت حواله پرداخت می‌شد. این حواله‌ها برای والیان نواحی مختلف کشور صادر می‌شد و سربازان معمولاً به دلیل عدم امکان سفر به آن نواحی آنها به دلالان می‌فروختند. تامین آذوقه در هنگام جنگها به عهده خود سربازان بود به همین دلیل در هنگام جنگها پیشه‌وران در پی سپاه روان می‌شدند و اجناس مورد نیاز را به آنها می‌فروختند.

پادشاهان صفوی و دوره پادشاهی آنان

تاریخ‌ها به هجری قمری است.

 

نمونهٔ تفنگهای فتیله‌ای دوره صفوی

شاه اسماعیل یکم

نامداران روزگار صفوی

منابع تاریخی برای شناخت صفویه

در دوران صفویه کتاب‌های تاریخی بسیاری دربارهٔ این سلسله به نگارش درآمد که مهترین آنها عبارتند از: صفوةالصفا، عالم‌آرای امینی، حبیب‌السیر، فتوحات شاهی، بدایع‌الوقایع، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب، تحفه سامی، تاریخ رشیدی، احسن‌التواریخ، خلاصةالتواریخ، عالم‌آرای عباسی، خلاصةالسیر، قصص‌الخاقانی، خلدبرین، عالم‌آرای شاه اسماعیل، زبدةالتواریخ، تذکرةالملوک، تاریخ حزین و ...

جدا از این کتب، منشات و سفرنامه‌های بسیاری (به‌ویژه از اروپاییان) موجود است که در شناخت تاریخ صفویان بسیار مفید است.

ولایت‌های ایران در دورهٔ صفوی

در کتاب مهم تذکرةالملوک دربارهٔ ولایت‌های ایران در عصر صفویان این چنین آمده است:

...والی در ممالک ایران چهار است که اسامی هر یک موافق اعتبار و شرف و ترتیب نوشته می‌شود: اول والی عربستان که به اعتبار سیادت و شجاعت و زیادتی ایل و عشیرت از والی‌های دیگر بزرگتر و عظیم‌الشأن‌تر است. و بعد از آن والی لرستان فیلی است که به اعتبار اسلام، اعز از والی گرجستان است و ولات گرجستانات متعلقه به ایران، گرجستان کارتیل و کاخت و تفلیس است. و بعد از مرتبهٔ والی گرجستان، والی کردستان است که سنندج محل سکنای ایشان می‌باشد و بعد از او حاکم بختیاری و در قدیم‌الایام کمال اعزاز و احترام داشته‌اند.

اما بیگلربیگیان عظیم‌الشأن ایران سیزده است: اول قندهار، دوم شیروان، سوم هرات، چهارم آذربایجان، پنجم چخورسعد، ششم قراباغ و گنجه، هفتم استرآباد، هشتم کوهگیلویه، نهم کرمان، دهم مرو شاهی‌جان، یازدهم قلمروی علیشکر، دوازدهم مشهد مقدس معلی، سیزدهم دارالسلطنهٔ قزوین...

منبع:www.fawikwpedia.org


 
comment نظرات ()
 
 
زندگی نامه.....
نویسنده : ماهان - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳
 

آلبرت انیشتین، فیزیکدان و ریاضیدان که تولد او به سال 1879 میلادی در شهر اولم آلمان، اتفاق افتاد، تحصیلات خود را در  مونیخ که خانواده ی یهودی او ساکن آن بودند و همچنین در سوئیس به پایان رسانید. همانند بسیاری از مشاهیر، در دوران مدرسه تظاهر خاصی از نبوغ و بالاتر بودن سطح علمی در وی دیده نشد.

او پس از تلاش فراوان در سال 1901 در اداره ی ثبت اختراعات شهر برن مشغول به کار شد. پیشرفتی که در وی به وضوح قابل مشاهده بود و شهرت روزافزون وی، باعث شد که در سال 1913 در انستیتوی فیزیکی کایزر ویلهم در برلن شغلی به او داده شود و این نخستین بار بود که حقوق کافی به او پرداخت می شد و از آن پس او توانست اوقات خود را به تحقیق و پژوهش های علمی اختصاص دهد.

اینشتین بدون نیاز به آزمایشگاه و فقط با ابزار کاغذ و مداد در همین مکان تحقیقات علمی خود را انجام داد. پنج مقاله ای که در سال 1905 منتشر کرد از شاخص ترین مقالات علمی است که تاکنون انتشار یافته است. در همین سال تئوری خود را در باره ی نسبیت بیان کرد که سبب شهرت روزافزون او گشت.

نظریات این نابغه و دانشمند بزرگ چنان دشوار و سخت است که بیشتر مردم  چیزی از آن درک نمی کنند. اینشتین جاذبه ی عمومی نیوتن را مورد حمله قرار داد و در تئوری خود زمان و فضای مطلق را نابود کرد و در سال 1921 جایزه ی نوبل در فیزیک به وی اعطا گردید. اینشتین در سال 1930 به آمریکا رفت تا در انستیتوی تکنولوژی کالیفرنیا سخنرانی را ایراد کند.

به دنبال روی کار آمدن هیتلر خصوصا در سال 1933 که اموال او از طرف آلمان نازی مصادره شده بود، به آمریکا سفر کرد و  در سال 1940 به تبعیت دولت آمریکا در آمد. این فیزیکدان برجسته و بزرگ ، بانی شروع تحقیقات بمب اتمی است. او در سال 1939 نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت و او را از پیشرفت های آلمان در شکافتن هسته ی اتم مطلع کرد و او را تشویق کرد تا تحقیقات و پژوهش های جدی را در زمینه ی هسته اتم  مقرر فرماید.

وی سر انجام  در 18 آوریل 1955 در آمریکا درگذشت.

آمدئو آووگادرو

فیزیکدان و شیمیدان ایتالیایی که در سال 1776 در تورینو ایتالیا بدنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی خود را به شخصه و بدون اینکه از محضر استادی بهره مند شود خود در خانه و با کوشش و تلاش شخصی کسب کرد و آن را ادامه داد. او به دلیل علاقه به حقوق و رشته ی قضایی در  این رشته تحصیل کرد. همچنین تحصیل ریاضیات و فیزیک را به طور خصوصی ادامه داد و آنچنان در رشته ی فیزیک مهارت پیدا کرد که در دانشگاه تورینو سمت استادی فیزیک را بدست آورد نیز در فرهنگستان تورینو به عنوان مدرس مشغول به کار شد. شهرت اصلی آووگادرو به دلیل ارائه ی فرضیه آووگادرو می باشد.

این دانشمند برجسته و بزرگ در سال 1811 قانون خود را مطرح کرد که به قانون آووگادرو مشهور شد. این قانون علمی در مورد گازها ارائه شده است. مقاله هایی که او چاپ کرده بود متاسفانه به این دلیل که ناشران در انگلستان، فرانسه و آلمان از این مقاله ها هیچ اطلاعی نداشتند. تنها در ایتالیا چاپ شد. او مقاله ای در زمینه ی  برق نوشت و آن را منتشر کرد، همچنین مقاله ای را نیز در باره ی ولت سنج تقویت کننده نوشت و با کمک اورستد این مقاله مطرح شد و انتشار یافت. او به دلیل علاقه به ترکیبات شیمیاییدر زمبینه ی شیمی نیز مقاله هایی را منتشر کرد.

وی سرانجام در سال 1856 در ایتالیا چشم از جهان فرو بست.

آندره آمپر

د ر 22 ژانویه 1775 در خوانواده ای ربوشنفکر در شهر لیون به دنیا آمد. آغاز جوانی آمپر مقارن با انقلاب فرانسه بود. در شهر لیون انقلابیون قیام کردند. اما کمی بعد ارتش جمهوری خواهان به شهر مسلط شد و به سرکوب مخالفان پرداخت. پدر او شغل مهمی در دانشگاه دولتی داشت و از طرفداران سرسخت حکومت اشراف بود. وی از جمله قربانیانی بود که به دستور فوشه در زیر تیغه گیوتین جان سپرد.

مرگ پدر، ضربه جانگاهی بود که به دنبال آن تعادل روانی آمپر به هم خورد، بطوریکه مدتها دست از کارهای علمی برداشتو یک سال طول کشید تا شرایط روحی وی به حالت عادی بازگشت و توانست آن ضربه روحی را فراموش کند. سپس با دختری بنام ژولی کارن که به شعر و ادبیات علاقه زیادی داشت ازدواج کرد. لکن اندکی بعد همسر جوانش بر اثر ابتلا به بیماری خطرناکی در سال 1802 سمت استادی آنالیز و مکانیک در پولیتکنیک را به دست آورد.

در این زمان با انتشار کشف مهم  خود مورد توجه دالامبر قرار گرفت اما با ازدوئاج مجدد خود با زنی بدخو و هوسران بیشتر کارهای نیمه تمام او بهم ریخت، با این حال در 1814 بعضویتآکادمی فانسه نائل آمد.آمپر آزمایشات و تحقیقات علمی خود را ادامه داد و به عمل معکوس دو سیم حامل جریان برق بر یکدیگر پی برد. وی مشاهده کرد که هر وقت جهت جریان در سیم یکی باشد سیم ها یکدیگر را جذب می کنند و بالعکس اگر جهت دو جریان مخالف هم باشد سیم ها یکدیگر را دفع می کنند.

آمپر توانست اکتشافات خویش را در آکادمی علوم اعلام دارد و شدت جریان الکتریسیته و وسیله اندازه گیری آن را نشان دهد. اکتشافات علمی آمپر بخوصوص اکتشافات اساسی او در باره معادلات با مشتق جزئی سبب شهرت وی گشت و او را در ردیف بزرگترین دانشمندان قرار داد. کشف دیگر آمپر برای تلگراف الکتریکی بود که بر اثر الکترو دینامیک انتشار داد. او بیشتر ساعت خود را بی وقفه در آزمایشگاه به سر می برد. آمپر نظرات خود را در کتابی به نام پدیده های روانبرقی که در سال 1830 انتشار داد در معرض استفاده عموم قرار داد. وی در 10 ژوئن 1836 در مارس به دنبال کار مدام که روح او را خسته و فرسوده کرده بود در گذشت.

 ابن سینا

شیخ الرئیس حج‍ةالحق ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسین بن علی بن سینا مشهور به ابن سینا که در سال 370 هجری در افشنه، نزدیک بخارا متولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت. او تحصیلات مقدماتی ازجمله ادبیات، قرآن، فقه و حساب را نزد پدر آموخت و برای فرا گرفتن منطق و هندسه و نجوم نزد ابوعبدالله ناتلی رفت. او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانش زمان خود را با سرعت فرا می گرفت. او در سن 16 سالگی به طبابت پرداخت.

وی پس از درمان کردن نوح بن منصور سامانی به دربار او راه یافت. به دنبال شهرت روز افزون او که آوازه ی این شهرت به گوش سلطان محمود نیز رسیده بود محمود او را دعوت کرد تا به غزنین برود، اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی سلطان محمود دعوت او را رد کرد و از خوارزم فرار کرد. مدتی را در ترکستان و خراسان بسر برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجا مشغول به طبابت گشت. سپس به  ری رفت و در آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیمای مالیخولیا مبتلا شده بود را درمان کرد.

او در همدان، مقام  وزارت شمس الدوله را بدست آورد و از حمایت علاء الدوله کاکویه برخوردار گشت. سرانجام در همدان در سال 428 هجری قمری در گذشت. از جمله معروفترین آثار او می توان به دانشنامه علائی که به زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که شامل چهار بخش (منطق، طبیعیات، ریاضیات و ما بعدالطبیعه) است را نام برد این اثر و کتاب بعدی به نام قانون که دایرةالمعارف طبی می باشد هر دو به زبان عربی است.

ابوبکر محمد بن زکریای رازی

پزشک نامدا و دانشمند ایرانی که د سال 250 هجری قمری در شهر ری در نزدیک تهران به دنیا آمد. د جوانی به تحقیق در موسیقی، ادبیات، فلسفه، ریاضیات و نجوم پرداخت. در جوانی سفری به بغداد داشت که در آنجا علم کیمیا را آموخت وبه واسطه ی آسیبی که به چشمانش وارد شد، به فا گرفتن علم طب پرداخت و د این علم آنچنان پیشرفت کرد که اداره ی بیمارستان بغداد را به او سپردند همچنین زمانی که به ی بازگشت از طف منصور بن اسحق حاکم ری سپست بیمناستان  ی شد.

از مهمتررین آثار او در طب کتاب (الحاوی) است که یکی از کتاب های اصلی در زمینه ی طب بشمار می رفته، این کتاب را رازی د ابتدا به صورت پراکنده گرد آوری کرده بود که پس از مرگ ازی به دستور ابن عمید، کتاب را از یادداشت ها استنساخ نمودند. از آثالرز طبی دیگرش می توان به کتاب الطب الملوکی و کتاب طب منصوری را نام برد، کتاب طب منصوری به نام منصوبن اسحق تألیف شده است. یکی دیگ از آثار او کتاب من لا یحضره الطبیب است که شامل دستور های ساده در زمینه طب می باشد.

رساله های طبی دیگر که در زمینه بعضی از امراض نوشته است، و معروف ترین آنها عبارت اند از کتاب الجدری و الحصبه می باشد که کتاب الحصبه یکی از بهترین رساله های طبی در زمان قدیم بوده که اروپائیان همواه آن را تحسین می کرده اند. رازی د علم کیمیا تبحری به سزا داشته است از کارهای مهم او کشف جوهر گوگرد و الکل می باشد. وی کتاب الاکسیر ا د زمینه ی کیمیا نوشته است. رازی اولین کسی است که تمام اشیاء عالم را جامدات و نباتات و حیوانات طبقه بندی کرده است. رازی در الاهیات و ماوراء طبیه آثاری از خود به جای گذاشته است.

رازی در زمینه طب فقط به جنبه ی علمی آن اکتفا نمی کرد بلکه به عمل و آزمایش نیز دست می زد. وی د سال های آخر عمر به دلیل کار زیاد به بیمای شدید چشم مبتلا ش، برای معالجه به نزد چشم پزشک فت اما چشم پزشک بای دمان وی پول زیادذی طلب کرد و خطاب به رازی گفت کیمیا این است نه کاهایی که تو می کنی وی در سال 313 هجری قمری د حال که به علت کار مداوم بینایی خود را از دست داده بود در سشهر ی وفات یافت.

 

ابو عبدالله جابربن حیان

 

تاریخ تولد و فوت وی کاملا مشخص نیست. تاریخ تولد وی در حدود سال 721 هجری قمری احتمالا در کوفه بوده وی از بزگترین کیمیاگران مسلمان است.  نام او در هنگام ترجمه ی آثارش به لاتینی به نام Geber (جبر یا گبر) در اروپا شهرت دارد. او با تحقیقات خود پیشرفت های زیادی را در علوم به وجود آورد. دوره ی زندگی جابربن حیان همزمان با اوج عظمت و شکوه و قدرت مسلمانان بوده، زمانی که هارون الرشید  خلیفه ی مسلمانان بود و از علم و دانش حمایت می کرده است جابر با امام صادق (ع) رابطه داشته و از اصحاب امام جعفر صادق بوده است.

 وی از حمایت برمکیان بخوردار بود اما هنگامی که جعفر برکمی به دستو خلیفه کشته شد، ماندن در بغداد را صلاح ندانست فراری شد و به زادگاه خویش بازگشت در آنجا در تنهایی و انزوا به کارهای علمی و تحقیقی پرداخت تا سرانجام از جانب مامون عباسی مورد احترام و حمایت قرار گرفت. دایرة المعارف بریتانیکا ذکر شده است که جابربن حیان علوم پنهانی را از امام جعفر صادق یاد گرفت، وی راجع به اسطرلاب را مطالبی را نوشته است. از کارهای مهمی که جابر در زمینه ی علم کیمیا انجام داده آن است که اصل عناصر تنها دو جوهر به نام گوگرد و زیبق به وجود می آید. آزمایشگاه شیمی جابر تا دو قرن از دید مردم پنهان بود تا اینکه زمانی که می خواستند در شهر کوفه در نزدیکی دروازه ی دمشق بنایی بسازند آزمایشگاه وی را کشف کردند.

جابر بیشتر عمر خود را در آزمایشگاه به سر برد وی در آنجا به تجزیه و ترکیب مواد گوناگون می پرداخت با توجه به همین مسئله می توان او را از اولین دانشمندان اسلامی که علم شیمی را بر پایه ی آزمایش و تحقیق بنا کردند نام برد. وی در زمینه ی رنگ ها، تحقیقات و کشفیات جالبی ارائه نموده است، حدس زده اند که وی به خاصیت رادیو اکتیو هم پی برده بود، وی روش هایی را برای استخراج و تسفیه ی فلزات مطرح کرده است.

جابر اعتقاد داشت که تبدیل عنصری به عنصر دیگر از راه وساطت جوهری اسرارآمیز صورت می گیرد او و شاگردانش این جوهر اسرارآمیز را اکسیر نام نهادند جابر به خوبی از تهیه و ساختن سفیداب سرب آگاه بوده است. ابن الندیم در کتاب الفهرست به بیش از 35 کتاب او اشاره می کند که از مشهور ترین آنها می توان به این کتاب ها اشاره کرد: کتاب الزیبق، کتاب الرکن، کتاب الاحجار، کتاب القمر، کتاب واحدالاول، و... وی در حدود سال 815 هجری قمری احتمالا در کوفه وفات یافت.

 

ارشمیدس

 

ریاضیدان یونانی که در سال 212 قبل از میلاد مسیح در سیراکوز به دنیا آمد او بزرگترین و برجسته ترین دانشمند و ریاضیدان دوران گذشته است که نبوغ علمی و فکری او را فقط می توان با نیوتون برابر دانست او برای تحصیل به اسکندریه رفت و موقعی به اسکندریه آمد که اقلیدس مرده بود. استادش از شاگردان اقلیدس بود، هنگامیکه به اسکندریه آمد با بسیاری از دانشمندان آشنا شد و با آنها ارتباط دوستی داشت از جمله با کانون اهل ساموس.

ارشمیدس از خانواده های اشرافی بود. وی بعد از پایان تحصیل به زادگاه خویش نقل مکان کرد. هیچ دانشمندی مانند ارشمیدس در موردش افسانه سرایی نشده.

گفته اند که: هیرون خواست، زرگری برایش تاجی از طلا بسازد زرگر طلا ها را دریافت کرد و مشغول ساختن شد، بعد از اتمام کار هیرون از ارشمیدس خواست تا ببیند زرگر چیزی از طلا کم کرده یا نه ارشمیدس برای اینکه مشخص کند که زرگر برای ساختن تقلب کرده یا نه مهلتی از پادشاه خواست، تا اینکه روزی در حمام متوجه شد هنگامیکه دست و پای خود را در ظرفی پر از آب قرار می دهد مقداری آب از ظرف بیرون می ریزد آبی که از ظرف سرازیر می شود معادل حجم جسمی بود که وارد آب می شود بنابراین متوجه شد که اگر تاج را در ظرف آبی قرار دهد حجم آبی که از ظرف سرازیر می شود یا در آن بالا می رود حجم تاج می شود، وی که بسیار هیجان زده شده بود برهنه از حمام بیرون دوید و فریاد می زد یافتم! یافتم! او به کمک این روش متوجه شد که زرگر مقداری نقره به جای طلا در ساختن تاج به کار برده است.

از جمله ی دیگر کشفیات ارشمیدس کشف قانون اهرم است که عبارت است از: حاصل ضرب قدرت در بازوی قدرت، مساوی با حاصلضرب مقاومت در بازوی مقاومت است. او اصل قانون اهرم را برای جابه جا کردن و حرکت اجسام سنگین که نیاز به اهرم یا دیلم داشت مورد استفاده قرار داد. زندگی ارشمیدس در نهایت آرامش سپری می شد تا اینکه رومی ها به سیراکوز حمله کردند و جنگی 3 ساله میان آنها در گرفت.

هیرون پادشاه سیراکوز به کمک دوست خود ارشمیدس در سدد دفاع از شهر بر آمدند، هنگامی که رومی ها شروع به حمله کردند در سیراکوز وحشت و ترس خاصی حکم فرما شد. با حمله ی آنها ارشمیدس ماشین های خود را به کار انداخت و ماشین ها شوع به پرتاب سنگ و وزنه های بسیار سنگین و عظیم کردند، با تدبیر ارشمیدس تا 3 سال دشمنان نتوانستند سیراکوز را فتح کنند تا اینکه مارکلوس رهبر رومی ها به حیله متوصل شد و شهر را از پشت سر مورد حمله قرار داد. اهالی شهر که قافل گیر شده بودند شهر را در محاصره مارکلوس دیدند.

هنگام حمله ارشمیدس در منزل خود مشغول حل کردن مسئله هندسی بود که ناگهان سربازی را در مقابل خویش دید سرباز از او خواست که به همراه او برود لکن ارشمیدس جواب داد: عقب برو مسئله که تمام شد با تو خواهم آمد. سرباز از این سخن به خشم آمد و او را به قتل رساند. بزرگترین نابغه ی دنیا در سال 287 به دست سربازی حقیر و گمنام به قتل رسید.

ادیسون

 

مخترع آمریکایی که در 15 فوریه 1847 در شهر کوچک میلان  اوهایو پا به عرصه ی وجود گذاشت . پدرش هلندی و مادرش یک کانادایی اسکاتلندی اصل به شمار می رفت. از همان اوان کودکی علاقه ی بسیاری به مطالعه داشت و مادرش وی را به کار تشویق می کرد. او به طور پراکنده به طور 5 سال در مدرسه به تحصیل پرداخت، او به علت ناشنوایی مدرسه را ترک گفت و پیوسته از مدرسه گریزان بود چرا که معلمش او را شخصی کودن و کند ذهن می دانست و هیچ دوستی در مدرسه نداشت، تنها مادرش بود که عظمت اندیشه و روح او را در می یافت و دوست نزدیکی برای وی محصوب می شد.

او در سنین 9 تا 12 سالگی کتاب هایی مانند تاریخ انگلیسی، دایرة المعارف، عظمت و انحطاط امپراتوری روم، فرهنگ علوم و اصول نیوتون را مطالعه کرد. کتاب موخر، وی را در جهان ریاضیات متحیر و سرگردان ساخت. وی برای کمک به خانواده به کار روزنامه فروشی  پرداخت، سپس به عنوان کارگر راه آهن، در خط آهن دیترویت و پورت هارون مشغول به کار شد. رفتار پسندیده و خوب وی موجب شد که دوستان زیادی در قطار پیدا کند وی تصمیم گرفت شخصا روزنامه ای منتشر کند. اولین نسخه ی نشریه ی او در سوم فوریه 1862 منتشر گشت.

ادیسون به مرور به فعالیت های علمیش ادامه داد. در مدت کوتاهی کارگاه کوچکی برای خود درست کرد یکی از دوستانش می گفت که: یک روز او تمام آثار فارادی را در مورد الکتریسیته خریداری کرد و تا صبح به مطالعه ی آنها پرداخت به دوستش گفته بود که من کارهای زیادی باید انجام دهم و زندگی هم خیلی کوتاه است. او شبها در تلگراف خانه کار می کرد و روزها به مطالعه و آزمایش می پرداخت.

ادیسن سیستم تلگرافی در سال 1873 اختراع کرد که برای همگان باور نکردنی بود. اتفاق مهم دیگری که در این سال رخ داد، ازدواج ادیسن با دختر جوانی به نام ماری استیل ول بود که همسری مهربان و صادق برای ادیسن محسوب می شد. این همسر دلسوز و فداکار در سال 1881 فوت کرد و ادیسن را تنها گذارد.

در سال 1886 ادیسون در (منبلو) ملکی را خرید که در آن یک کارگاه بزرگ و آزمایشگاهی مجهز تأسیس کرد. اختراعات پی در پی او چنان شگفت انگیز بود که معروف به جادوگر منلو پارک شد. در سال 1888 (پروفسور پارکر) لامپ ذغالی را به ادیسن نشان داد و در همین سال بود که مخترع بزرگ سرگرم بزرگترین اختراع شد و سر انجام در اواخر سال 1890 میلادی اختراع خود را به ثبت رساند و کار خانه ای در منلوپارک به ساختن لامپ های برق پرداخت.

اکنون ادیسن بسیار معروف شده بود و از شهرت بسزایی برخوردار بود. اختراع بعدی او گرامافون بود که به دنبال آن کینه توسکوپ (دوربین اولیه ی سینما) نیز اختراع شد در سال 1896 با دختر یکی از سرمایه داران مشهور بنام مینا میلر ازدواج کرد چرا که در آن زمان همسر اولش فوت کرده بود. ادیسن پیوسته در حال کار کردن بود و هیچگاه از کار خسته نشد، تا اینکه در 18 اکتبر 1931 در سن 84 سالگی فوت کرد.


 
comment نظرات ()
 
 
جنگ های آمریکا از سال1945 تا2000
نویسنده : ماهان - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢
 

1945-1949 : اشغال بخشی از آلمان به منظور مقابله با اتحاد جماهیر جماهیر شوروی و گسترش کمونیسم در اروپای غربی. اشغال کشور آلمان بعد از استقلال این کشور و مستقرشدن نظام جمهوری فدرال در این کشور با حضور یکصد هزار نیروی آمریکایی در این کشور ادامه پیدا کرد.

1945 : اشغال بخشی از اتریش و ایتالیا و جلوگیری از به قدرت رسیدن کمونیست ها در ایتالیا بوسیله قدرت نظامی

52- 1945 : اشغال ژاپن. این کشورتا سال 1952 تحت اشغال نیروهای نظامی آمریکا بود. با این حال بعد از پایان اشغال این کشور ، اشغال کشور ژاپن با حضور 40 هزار نظامی آمریکایی و حق دخالت این کشور در امور داخلی ژاپن ادامه یافت.

1946- 1945: اشغال مجدد موقتی فیلیپین برای پاکسازی نیروهای ژاپنی موجود دراین کشور

49- 1945 : اشغال کره جنوبی و مستقر شدن هزاران نظامی آمریکایی که موجب تحریک کره شمالی برای حمله به این کشور و به وجود آمدن جنگی خانمان سوز شد.

1946 : ایتالیا در پی تیراندازی نیروهای یوگسلاو به سوی واحد ترابری غیرنظامی آمریکا ، هری ترومن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دستور داد نیروهای آمریکایی در خط اشغالی مرز مشترک ایتالیا و یوگسلاوی آمریکا افزایش یابد.

1948 : فلسطین . درپی در گیری های داخلی و تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی گارد ساحلی برای حفاظت از کنسولگری آمریکا به بیت المقدس اعزام شد.

1949- 1948 : برلین . برقراری خط هوایی برلین برای کمک رسانی به بخش غربی برلین در پی برقراری محاصره این شهر از سوی نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی

 1950: چین . اعزام نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا به شهر پکن برای حفاظت از سفارت آمریکا در این شهر در پی وقوع انقلاب کمونیستی چین و به قدرت مائو تسه تونگ. توهین های پیا پی نیروهای آمریکایی به مردم چین سبب چندین درگیری بین این نیروها و مردم عادی چین شد.

53 – 1950: جنگ کره . اعزام نیروهای آمریکایی در چارچوب نیروهای سازمان ملل متحد به منظور دفاع از بخش جنوبی شبه جزیره کره در مقابل نیروهای کمونیست کره شمالی و چین . در این جنگ بیش از ?? هزار سرباز آمریکایی و دو میلیون سرباز و غیر نظامی کره ای و چینی کشته شدند.

جان اف کندی/ 1963-1960

60 – 1959 کارائیب : نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا برای حفاظت از شهروندان آمریکایی در جریان انقلاب کوبا دراین کشور علمیات انجام دادند . بعدها نیروهای ضد انقلابی کوبا که با کمک سازمان جاسوسی آمریکا مسلح شده بودند، به کوبا حمله کرده که این تعرض با شکست مواجه شده و بیش از 700 نفر از متجاوزین به اسارت در آمدند.

1962: تایلند . در 17مه 1962 ، واحد ویژه نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا برای حمایت از این کشور در مقابل تهدید کمونیست‌ها از خارج ، وارد تایلند شدند تا با نیروهای شورشی که از سوی چین حمایت می شدند، مقابله کنند.

1963 : کوبا . در 22 اکتبر ، در جریان بحران موشکی کوبا ، جان کندی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فرمان محاصره دریایی کوبا برای جلوگیری از حرکت کشتی‌های اتحاد شوروی به سوی این کشور را صادر کرد. با صدور این فرمان نیروی دریایی آمریکا کوبا را محاصره کرده که با و اکنش خروشچف نسبت به این مسئله دنیا تا یک قدمی جنگ هسته ای پیش رفت.

 :لائوس . از اکتبر 1962 تا 1975 ، ایالات متحده آمریکا از دولت ضد کمونیست لائوس حمایت نظامی کرد.

لیندون جانسون/1963-1968

1964: کنگو (زئیر) . ایالات متحده آمریکا 4 فروند هواپیمای حمل ونقل را برای جابجایی نیروهای کنگویی در جریان شورش‌ها در این کشور اعزام کرد.

1968- 1960 : جنگ ویتنام . در دوران ریاست جمهوری دو رییس جمهور آمریکا جنگ ویتنام آغاز و تازمان پایان ریاست جمهوری لیندون جانسون به اوج خود رسید. نخستین مشاوران نظامی آمریکا در12 فوریه 1955 راهی ویتنام شدند . تا 1963 ، تعداد نظامیان آمریکایی در ویتنام به 21 هزار تن رسید. در 7 اوت 1964 کنگره ایالات متحده آمریکا قطعنامه خلیج تونکن را به تصویب رساند که رئیس جمهوری آمریکا اجازه داد در صورت لزوم اقدامات ضروری را برای حفاظت از کشورهای عضو سیتو بعمل آورد. گرچه آمریکا هیچ گاه به طور رسمی وارد جنگ با ویتنام نشد. اما در اوت 1964 در جریان ماجرای خلیج تونکن ، آمریکا وارد نبرد غیررسمی با نیروهای ویتنام شمالی شد. تا سال 1968 ، تعداد نظامیان آمریکایی در ویتنام به بیش از 500 هزار نفر رسید و کشورهای کامبوج و لائوس نیز به عنوان محل رخنه نیروهای کمونیستی موردهدف قرار گرفتند. درنهایت حضور نیروهای آمریکایی در ویتنام در سال 1972 با 58000 کشته آمریکایی و یک میلیون ویتنامی در دوران ریاست جمهوری نیکسون جمهوری خواه به پایان رسید.

1968 : لائوس و کامبوج . ایالات متحده بمباران مخفیانه این دو کشور را برای نابودی نیروهای ویتنام شمالی آغاز کرد . این عملیات دو سال ادامه یافت . نام این عملیات Operation Command Hunt بود که با نابودی این دو کشور و انهدام زیر ساخت های طبیعی این کشورها همراه بود.

جیمی کارتر /1976-1980

1976: لبنان . در  22 و23   ژوئیه ، هلی کوپترهای آمریکایی حدود 250 آمریکایی و اروپایی را درجریان نیروهای داخلی در این کشور تخلیه کردند.

1976 :کره. نیروهای بیشتری در پی کشته شدن ? سرباز آمریکایی توسط نظامیان کره شمالی به کره جنوبی اعزام شدند. این دو سرباز به دلیل قطع درخت در منطقه غیرنظامی میان دو کره کشته شدند. بیش از 40 هزار نظامی آمریکایی از زمان جنگ کره در این کشور حضور دارند.

1978 : زئیر (کنگو) . از 19 مه تا اواسط ژوئن ، هواپیماهای نظامی حمل و نقل آمریکایی برای کمک به نیروهای بلژیکی و فرانسوی عمل کننده در زئیر به این کشور اعزام شدند.

1980‌: ایران . در 26آوریل ، جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دستور داد با اجرای عملیات Operation Eagle Claw ، گروگانهای آمریکایی در تهران آزاد شوند . این علمیات به علت اصابت یک هلیکوپتر آمریکایی به یک هواپیمای باربری c-130 با شکست روبه رو شده ، و سه نظامی آمریکایی دراین عملیات کشته شدند. همچنین در پی اشغال سفارت آمریکا در تهران، جیمی کارتر رابطه سیاسی این کشوررا با ایران قطع کرده و تحریم هایی شامل قطع خرید نفت از ایران، ملغی شدن تمام قراردادهای نظامی ، قطع فروش تسلیحات نظامی به این کشور و بلوکه شدن تمام اموال ایران در آمریکا بر علیه دولت انقلابی ایرانبه اجراگذاشت. همچنین بعدها برژینسکی مشاور امنیتی کارتر درملاقات با صدام در مرز اردن ، عراق را برای حمله به ایران تشویق کرد.

بیل کلینتون/992 -2000

1993 تا اکنون : نیروهای آمریکایی به عنوان بخشی از نیروهای حافظ صلح بین المللی در بوسنی هرزگوین ، مستقرشده و بر آتش بس بین صرب ها ، مسلمانان و کروات ها نظارت می کنند.

1993: مقدونیه . در 9 ژوئیه ، بیل کلینتون گزارش داد که 250 سرباز آمریکایی برای کمک به برقراری ثبات در جمهوری مقدونیه ، به این کشور اعزام شده‌اند .

95- 1993 : هائیتی . کشتی‌های آمریکایی به همراه 20 هزار سرباز به آب‌های هائیتی اعزام شدند تا بر تحریم این کشور نظارت کنند. نام این عملیات Operation Uphold Democracy بود.

1994 : مقدونیه . در 19 آوریل ، بیل کلینتون گزارش داد که نیروهای آمریکایی مستقر در مقدونیه با 250 سرباز دیگر تقویت می‌شوند .

1995 : بوسنی هرزگوین . در پی کشتار 8 هزار مسلمان در سربر نیتسا و بحرانی شدن اوضاع بوسنی، نیروهای آمریکایی در قالب نیروهای ناتو بمباران صرب‌های بوسنی در عملیاتی با نام Operation Deliberate Force را آغاز کردند. در نهایت با فشار نیروهای آمریکایی معاهده صلح دیتون بین صرب ها ، مسلمانان و کروات ها امضاء شد.

1996 : لیبریا . در 22 آوریل ، بیل کلینتون ریییس جمهور ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که در ? آوریل دستور خارج کردن شهروندان آمریکایی از لیبریا را به ارتش آمریکا به علت نا آرامی های این کشور صادر کرده‌است .

1996 : جمهوری آفریقای مرکزی . در 23 مه ، بیل کلینتون رییس جمهور ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که ارتش این کشور کار خروج شهروندان آمریکایی از بانگویی و حفاظت از سفارت آمریکا در این شهر (پایتخت جمهوری آفریقای مرکزی) در پی ناآرامی های این کشور را آغاز کرده‌است .

1997 : آلبانی . در 23 مارس نظامیان آمریکایی ، کار تخلیه شهروندان آمریکایی از تیرانا را آغاز کردند .

1997 : سیرالئون . در 29 و 30 مه ، نظامیان آمریکایی وارد فری تاون پایتخت سیرالئون شدند که بر روند تخلیه شهروندان آمریکایی نظارت کنند. 1997 :‌کامبوج . در 11 ژوئن ، نیروهای ویژه برای نظارت بر خروج اتباع آمریکایی از کامبوج ، در پایگاه هوایی یوتاپو Utapo در تایلند مستقر شدند. 1998: عراق . در پی عدم توافق مقامات عراقی و مسئولان سازمان ملل بر سر روند خلع سلاح این کشور ، ارتش آمریکا عملیاتی به نام روباه صحرا بمباران مناطق حساس این کشور را آغاز کرد. این بمباران ها که تا یک ماه ادامه پیدا کرد، سبب انهدام بخش بزرگی از زیر ساخت های عراق شد.

1998: گینه بیسائو . در 10 ژوئن ، در پی بروز جنگ داخلی ، بیل کلینتون دستور داد نیروهای آمریکایی در داکا پایتخت سنگال مستقر شدند و برای تخلیه اتباع آمریکایی درحالت آماده باش قرار گیرند. 99 – 1998 : کنیا و تانزانیا . نیروهای آمریکایی به نایروبی در کنیا اعزام شدند که به درمان مجروحان حادثه انفجار سفارت آمریکا در کنیا و تانزانیا کمک کنند. 1998: افغانستان و سودان . در 20 اوت ، حملات موشکی آمریکا به افغانستان و سودان با عملیات Operation Infinite Reach آغاز شد. این عملیات نظامی در پاسخ به بمبگذاری نیروهای القاعده در سفارت های آمریکا در تانزانیا و کنیا انجام شد.همچنین درعملیات نظامی فوق در سودان یک کارخانه داروسازی به اتهام تولید سلاح های کشتارجمعی منهدم شد. 1998: لیبریا . در 27 سپتامبر ، نظامیان آمریکایی برای تخلیه صدها  تبعه آمریکا در لیبریا به حال آماده باش درآمدند . 2001 – 1999:‌تیمور شرقی . تعدادی از نظامیان آمریکایی در قالب نیروهای سازمان ملل متحده به تیمور شرقی اعزام شدند. 1999 : کوزوو . بمباران صربستان توسط نیروهای ناتو در عملیاتی به نام Operation Allied Force آغاز شد . دراین عملیات که نیروهای آمریکایی نقش محوری در آن بازی می کردند، باهدف تحت فشار قرار دادن صربستان برای تخلیه کوزوو انجام شد، دراین عملیات که بیش از چند هفته ادامه داشت، بیش از 50 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور ضربه وارد شد. در این عملیات برای اولین بار از بمب های حاوی اورانیوم ضعیف شده ، استفاده شد که سبب آلودگی وسیع منطقه شد. *** حال با وجود چنین کارنامه درخشانی آیا انتصاب صلح طلبی به حزبی که روسای جهمور متعلق به آن بانی بیش از 36 عملیات مهم نظامی که در آن ها جنگ های خونینی همچون،جنگ کره ، جنگ ویتنام و بحران هسته ای کوبا که در آن جهان در آستانه جنگ هسته ای هستند، درست است. گرچه تعداد عملیات های نظامی در دوران روسای جمهور دموکرات آمریکا کمتر از روسای جمهوری خواه آمریکا است، اما به طور حتم گستره ، تعداد کشته ها و هم چنین ددمنشی جنگ های دموکرات های آمریکا بیش از جمهوریخواهان بوده است.  

کدام وجدان بیداری صلح طلبی دموکرات ها را قبول می کند، داوری برعهده خودتان باشد.

 


 
comment نظرات ()
 
 
انتقاد یونسکو از فیلم 300
نویسنده : ماهان - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۳٠
 

اعضای گروه 77 و نیز چین در سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد "یونسکو" روزپنجشنبه در اجلاس عمومی این گروه در مقر این سازمان در پاریس، تولید و انتشار فیلم 300 را محکوم کردند.
گزارش ایرنا حاکیست، اعضای این گروه از درخواست دکتر دهشیری سرپرستنمایندگی دایم ایران در یونسکو این فیلم را محکوم کردند.
سفیر و نماینده دایم کشور کوبا نیز در یونسکو که ریاست گروه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نزد این نهاد بینالمللی را بر عهده دارد با حمایت از مواضع کشورمان در محکومیت این فیلم تاکید کرد که باطرح این موضوع در تروییکای گروه جنبش عدم تعهد، نظرات این گروه را نسبت به آن جلب نماید تا در این زمینه موضع قاطع اتخاذ و اقدام هماهنگی صورت پذیرد.
سفرا و نمایندگان دایم برخی دیگر از کشورهای عضو این گروه نیز مراتب همبستگی خود را با ایرانیان در قبال این اقدام ضد فرهنگی ابراز داشتند.
گفتنی است جامعه ایرانیان مقیم فرانسه نیز روز چهارشنبه با انتشار بیانیهای در پاریستولید و انتشار فیلم 300 را محکوم کردند. زبان


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : ماهان - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۳٠
 

 

اون ور آبیها می گن... ضدهوایی اسرائیل عاجز از مقابله با شهاب 3 کارشناسان رژیم صهیونیستی صحت توان ایران در پرتاب موشک های شهاب 3 با کلاهک خوشه ای را تهدیدی مرگبار برای اسرائیل و نیروهای آمریکا در خاورمیانه دانسته و اعتراف کردند که سیستم دفاع ضدموشکی اسرائیل توان مقابله همزمان با تعداد زیادی از این نوع موشک ها را ندارد. این کارشناسان با قابل توجه خواندن آزمایش این موشک ها با کلاهک خوشه ای آن در گفت وگو با پایگاه اینترنتی «ربکا» تاکید کرده اند که لازمه این مانورها بررسی بسیار دقیق اظهارات مقامات ایرانی در مورد اینکه توان استقرار چنین سیستم ها به صورت انبوه را دارند است. خشم «رایس» از آزمایش شهاب 3 کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه آمریکا که اخیراً در رجزخوانی درباره تحریم ایران گوی سبقت را از وزرای امورخارجه ربوده است در اولین واکنش خود نسبت به این مانور و آزمایش موفقیت آمیز موشک شهاب 3 گفت: پرتاب آزمایشی این موشک ها توسط ایران، تلاشی برای اثبات قدرت این کشور به جهان بود. رایس در عین حال بار دیگر ایران را تهدید کرد و گفت: اگر ایران بخواهد با استفاده از این موشک ها اقدامی واقعی انجام دهد باید بهای آن را نیز بپردازد! به گزارش آسوشیتدپرس رایس در حالی که نمی توانست خشم خود را از آزمایش شهاب3 در این رزمایش کتمان کند گفت: من معتقدم که ایرانی ها تهدید هستند و به همین دلیل جامعه جهانی مجبور است به شدت در برابر جاه طلبی های این کشور بایستد زیرا ایران می خواهد به جهان بگوید که شما نمی توانید ما را از دستیابی به تسلیحات هسته ای بازدارید ولی ما می گوئیم که این کار را خواهیم کرد. روزنامه روسی: آسمان ایران شهاب باران شد یک روزنامه پرشمارگان روسی هم در مقایسه مانور آمریکا با آن همه تبلیغات رسانه ای و رزمایش پیامبراعظم2 نوشت: در حالی که مسکو رسماً اعلام کرده که از قطعنامه برضد ایران حمایت نخواهد کرد، تهران با برگزاری این مانور به آمریکا هشدار داد که با نشان دادن توان نظامی در برابر اعتماد به نفس ملت ایران، کاری از پیش نخواهد برد. روزنامه «نیزاویسیما یاگازیه تا» گفت در حالی که پیش نویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در خصوص برنامه هسته ای ایران درحال تهیه است آسمان جمهوری اسلامی ایران شهاب باران شد آن هم از نوع «شهاب3». این روزنامه تأکید کرد: تصمیم تهران برای نشان دادن توان نظامی خود در این برهه از زمان، به دو مسئله مربوط می شود، یکی اعتماد به نفس ایران که باعث شکاف در بین اعضای شورای امنیت خواهد شد و از سوی دیگر این مانور هشداری برای آمریکاست که با ناکام ماندن در همسو کردن سایر اعضای شورای امنیت با خود، سعی دارد از طرق دیگر بر تهران فشار وارد سازد. بی بی سی: مانور ایران پاسخ به تهدیدهای آمریکاست شبکه خبری بی بی سی هم در واکنش به انجام رزمایش پیامبراعظم«ص» و مختصات موشک شهاب3 و قابلیت حمل کلاهک خوشه ای توسط این موشک ها و زمان ده روزه این رزمایش به نقل از سرلشکر صفوی نوشت: نیروهای بسیج، عملیات تأخیری و بازپس گیری، مقابله با فرود نیروهای دشمن فرضی، مقابله با ناآرامی احتمالی و عملیات نجات و امداد را تمرین خواهند کرد. بی بی سی با اشاره به اینکه این رزمایش چند روز پس از مانورهای نظامی مشترک آمریکا و چند کشور اروپایی و منطقه خلیج فارس به اجرا درمی آید تلویحاً اذعان کرد که این رزمایش پاسخ به پیام مانور آمریکا در خلیج فارس بود. بی بی سی در عین حال به سخنان رحیم صفوی در این باره هم اشاره کرد و به نقل از وی نوشت: این رزمایش در برنامه ما گنجانده شده بود که کمی زمان آن را جلوتر آوردیم. سرلشکر رحیم صفوی تاکید کرد: مانور آمریکا در خلیج فارس هم یک مانور تبلیغاتی و سیاسی و از نظر عملیاتی فاقد ارزش زیاد است. بی بی سی از این مانور به عنوان سومین رزمایش در طول سال جاری بعد از رزمایش پیامبراعظم یک و ضربت ذوالفقار یاد کرد. بستگی به نشانه گیری موشک ها دارد در این میان رئیس ستاد کل ارتش روسیه تحلیل جالب تری از رزمایش پیامبراعظم 2 در ایران و میزان خطر آزمایش موشک دوربرد شهاب-3 ارائه داده و متذکر شده است که همه چیز بستگی به این خواهد داشت که این موشک ها به چه سمتی نشانه گیری شده باشند. «ژنرال یوری بالویفسکی» تاکید کرده است: نظامیان روسی با دقت تمام آزمایشات موشکی انجام شده در ایران را زیرنظر دارند. تلویزیون روسیه: اسرائیل و آمریکا در تیررس شهاب-3 شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیو و روزنامه های روسی هم در انعکاس گسترده این رزمایش نقش برجسته ای را ایفا کردند. به طوری که شبکه دوم تلویزیون دولتی روسیه با پخش تصاویری از رزمایش واحدهای سپاه پاسداران گفت: آغازگر این رزمایش پرتاب موشک هایی از جمله شهاب-2 و 3 و فتح-110 بود. این شبکه تلویزیونی به نقل از کارشناسان گفت: قلمرو اسراییل و پایگاه های آمریکا در منطقه خلیج فارس به راحتی در محدوده برد موشک های شهاب-3 قرار می گیرد. تلویزیون «ار.ب.کا» روسیه هم با پخش تصاویری از ناوچه های جنگی ایران در خلیج فارس گفت: در چارچوب این رزمایش، موشک های شهاب-3 که به کلاهک های خوشه ای مجهز هستند، قادر به حمل بمب اتمی تا برد 2هزار کیلومتر هستند.


 
comment نظرات ()
 
 
دربارهی مدرسه ام
نویسنده : ماهان - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۳
 

امروز ٢٢/۴/٨٧

امروز بامدرسه ام به استخر رفتیم وحسابی به معلم های مدرسه ام آب دادیم از جمله آقای منتظری.

آقای سلیمی و...

حسابی هم به ما خوش گذشت

به امید سه شنبه سرزمین عجایب


 
comment نظرات ()
 
 
دربارهی مدرسه ام
نویسنده : ماهان - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۳
 

 
comment نظرات ()